Blog . Profile . Archive . Email . Design by .



یادداشت های من

از نکاتی که همیشه سعی داشتم بهش پایبند باشم حفظ حریم شخصی افراد توی موقعیت های مختلف بوده.
امروز توی راه با چند نفر از دوستان دانشگاه تصمیم گرفتیم برای استراحت یه مسیر نسبتا طولانی رو پیاده طی کنیم. حس میکردم که بعد از امتحان میان ترم یک درس به نسبت مشکل واقعا بهش نیاز دارم.

امروز هم با یکی از دوستان داشتم راجع به موضوعی صحبت میکردم که بحث به همین نکته رسید که ایا انسان ها حریم خصوصی دارن؟ واقعا حریم خصوصی افراد چقدر برامون ارزش داره؟

خودم به شخصه چون خیلی روی این موضوع حساسم سعی کردم که تا حالا تا جایی که تونستم به حریم خصوصی افراد احترام بگذارم. البته این حریم ها بسته به شرایط مختلف و افراد مختلف فرق میکنه. ولی تا جایی که طرف مقابلم ازم نخواسته وارد حریم افراد نشدم.

پ.ن ١‌: این قضیه امتحانات و برنامه درسی و جمع شدن تمام دروس در یک ماه اخر برای من طبق معمول مشکل اساسی شده. باید یه فکری به حالشون بکنم.

پ.ن ٢: بعضی وقتا ادم ها با چیزی که ازشون میبینی فرق میکنن. البته حق میدم که همه انسان ها در حال تغییر هستن ولی واقعا اینقدر بعضی تغییر ها زود رخ میده؟

پ.ن ٣: دیروز که مشغول مرتب کردن کمدم بودم یه سری البوم عکس از زیر غبار خاک بیرون اومد! عکس های اردوهای دوران دبیرستان که تک تک اونا بهترین لحظه های عمرم به حساب میومدن. واقعا هوس اون اردوها رو کردم. یادش بخیر

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/٢۸ساعت ٩:٠۳ ‎ب.ظ توسط غریبه اشنا نظرات () |

عظمت و آرامش کویر انسان را به اعماق سکوتی می برد، که در هیاهوی زندگی شهری هرگز قابل دستیابی نیست. در کویر زمین و آسمان بی کران است، افق تا بی نهایت گسترده است و شب انتهایی ندارد. ستارگان انبوه وپر نور هستند، و راه شیری به روشنی دیده می شود. زمین خشک است و نعمت آب و آبادانی را یاد آوری می کند. ریشه های عمیق و طولانی گیاهان از اسقامت می گویند و سبزی گیاهان شوره زار از عشق به زندگی.

کویر داستانها دارد، برای شنیدن آوایش باید به زمزمه بادهایش گوش سپرد که از سخاوت زمین می گوید، و دید که چگونه داغترین و خشکترین گوشه های زمین نیز خاستگاه زندگیست

مدت زیادی بود که دنبال یه بهونه بودم که چند روز یا حتی چند ساعتی ذهنم رو از اتفاقات اطرافم خالی کنم و چند ساعتی با ارامش مطلق به هیچ چیزی فکر نکنم که بتونم به مغزم یه استراحت بدم. تا اینکه بطور کاملا اتفاقی قرار شد توی تعطیلات یه سفر دو روزه به کویر مرنجاب داشته باشیم.

سکوت کویر خیلی ارامش بخش بود برام. اول سفر به خودم قول دادم که به هیچ چیزی فکر نکنم و این دو روز رو به خودم استراحت کامل بدم. شب که رسید ترجیح دادم بجای استراحت در اقامتگاه و کاروانسرا توی کویر قدم بزنم. سکوت کویر معنی دار است. یه گوشه روی تپه پیدا میکنم و بعد از روشن کردن اتشی کوچک کنار ان میشینم. خیلی منتظر این ساعت ها بودم که بتونم ارامش واقعی رو حس کنم. نمیفهمم چطور به فکر فرو میروم ولی وقتی به خودم میام و ساعتم رو نگاه میکنم ساعت حوالی 5 صبح را میبینم.

وقتی به استراحتگاه برگشتم حس خیلی خوبی داشتم. انگار تمام افکار و خیال ها و ... رو روی همون تپه برای کویر به یادگار گذاشته بودم و با یه ذهن ازاد از همه چیز دوباره متولد شدم. حالا باید ببینم این ارامش نسبی تا چه مدت ادامه پیدا میکنه.

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱٦ساعت ۸:٥۱ ‎ب.ظ توسط غریبه اشنا نظرات () |


Design By : Night Skin