مترسک ناز می کند
کلاغ ها فریاد می زنند
و من سکوت می کنم....
این مزرعه ی زندگی من است
خشک و بی نشان
پ.ن: خیلی دلم برای نوشتن حرفام تنگ شده بود! با اینکه وبلاگ قبلی رو دوست داشتم ولی دیگه جای نوشتن حرفام اونجا نبود!
نوشته شده در ۱۳۸۸/٥/۸ساعت
۱٠:٢٦ ق.ظ توسط غریبه اشنا
نظرات () |