یادداشت های من
این چند روز بخاطر امتحانات مطابق عادت و خلق و خوی معمول دانشجویی مجبور بودم بیشتر مشغول درس باشم و کمتر به کارام رسیدم! توی این یکی دو ماه اخر خیلی اتفاق های مختلف برام افتاد! اتفاق هایی که هرکدوم برای تغییر مسیر زندگی یه ادم کافی بود! ولی خودم از عملکرد خودم راضیم! این رضایت قلبی بهم ارامش میده! با اینکه ارامش کامل نیست ولی از هیچی بهتره! پ.ن : دو فنجون قهوه رو تا ته سر می کشم.یه لیوان آب هم خوردم ولی بازم تشنه م شده...خدایا کم مونده ماه رمضون...دلم تنگه واسه ربنا و فرنی و نون و پنیر و سبزی و خرما و گردو و آش و زولبیا و بامیه...نه اینا بهونه اس.دلم تنگه واسه دعاهای موقع افطار و لزریدن دلم موقعی که اعلام میکنن عید فطر شده...خدایا کمکم کن بنده خوبی برات باشم.انسان باشم و خوبیام بیشتر از بدی هام باشه...
| Design By : Night Skin |

